تبليغاتX
این متون را جدی نگیرید!
ادبیات
 

پست مدرنیته

پست مدرن در فارسی به فرامدرن و پسامدرن ترجمه شده است که منظور شرایط بعد از مدرن و یا مرحله تاریخی بعد از مدرن است.این لغت به پسانوگرایی و مابعدتجدد هم ترجمه شده است.

((اهب حسن در مقاله ای با عنوان ((فرهنگ پسامدرن))معتقد است که کلمه پسامدرن نخستین بار توسط فدریکو دو انتیس در دهه 1930 به مثابه عکس العملی در برابر مدرنیسم ادبی به کار رفته است.))(1)

آرنولد توینبی(1975-1889)فیلسوف و مورخ انگلیسی ((در نهمین جلد از کتاب پژوهش تاریخ در سال 1954 از زوال تمدن غرب به ورطه نابخردانگی و نسبیت گرایی یاد کرد که به عقیده وی منشا آن در تحولات دهه 1870 بوده است.لذا از اصطلاح پست مدرن به مثابه امری مجازی و تحقیر آمیز منفی اش سود جست)).(2)

بعضی پست مدرن را دوره فراصنعتی تلقی کرده اند.عده ای نیز آن را دوره ای متفاوت از دوره مدرن می دانند.البته عده ای از فلاسفه هم آن را مرحله ای از دوران مدرن میدانند که نقدی به خود مدرن است ولی از نظر ماهیت تفاوتی با عصر مدرن ندارد.عده ای هم پست مدرن را پاسخ گوی مشکل مدرن می دانند بدون آنکه راه حل مشخصی ارائه دهد.

دکتر هاشم آغاجری استاد تاریخ دانشگاه در این مورد معتقد است که:

((پست مدرن نقد مدرنیته در فرآیند تاریخ مدرنیته است و نباید آن را با هر گونه ضدیت و نقد مدرنیته از مواضع سنتی اشتباه گرفت...هدف متفکران پست مدرن به هیچ وجه بازگشت به دوران ماقبل از مدرن نیست زیرا دوران ماقبل مدرن و مدرن از نگاه پست مدرن ها در یک مساله مشترک است و آن هم این است که هر دو به نوعی کلیت ثابت و امر عام و توتالیته قائل هستند.منتهی توتالیته دوران ماقبل مدرن یک نوع توتالیته مذهبی است و توتالیته دوران مدرن عقل جدید است.پست مدرنیسم از این جهت که علامت بحران مدرنیته است آموزنده می باشد...

منطق پست مدرن اساسا منطق نفی است و نه اثبات یعنی شورش علیه توتالیته عقل روشنگری و افکار و هرگونه حاکمیت مطلق و بلامنازع اصول و معیارهای ثابت و عام...

پست مدرنیته به این عقل (عقل مدرن)پشت کرد اما رو به سوی جای مشخصی ندارد.لذا من فکر میکنم که پست مدرنیته تنها به عنوان یک راه آسیب شناختی برای مدرنیته تلقی میشود)).(3)

دکتر رضا داوری اردکانی استاد فلسفه دانشگاه تهران در این مورد چنین اظهار می نماید:

((پست مدرن با مدرنیته متفاوت است زیرا پست مدرن تشکیک در اصول و مبانی مدرنیته است بدون اینکه همه شئون و آثار و نتایج آن را رد کند یا طرح عالم دیگری به جای آن دراندازد.به عبارت دیگر وضع پست مدرن وضعی است که در آن مدرنیته با تحقق تمام امکاناتش وجود دارد اما اعتقاد به آن سست شده است)).(4)

چارلز جنکز در مورد عصر پست مدرن مینویسد:

((صنعتی شدن با سرعتی پر شتاب جای خود را به عصر پسا صنعتی می سپارد.کار در کارخانجات جای خود را به کار در منزل و ادارات می سپارد...

عصر پست مدرن عصر انتخاب های بی شمار و فزاینده است.عصری است که هیچگونه جریان ارتدکسی را نمیتوان بدون خودآگاهی و طنز پذیرفت زیرا تمام سنت ها برای خود واجد ارزش و اعتبارند.این امر تا حدودی نتیجه چیزی است که انفجار اطلاعات ظهور دانش سازمان سافته ارتباطات جهانی و سیبرنتیک خوانده می شود))(5).نکته مشترک در مورد همه فلاسفه پست مدرن این است که عقلانیت قطعیت علمی و خردگرایی محض را زیرسوال می برند.از دیدگاه پست مدرن مشکلات امروز جوامع مدرن مانند کم بها شدن حیثیت انسان بی هویتی بحران های فرهنگی خشونت بیش از حد جنگ های ویرانگر کم رنگ شدن روابط انسانی و بالاخره سیطره تکنولوژی بر زندگی انسان به سبب شرایطی است که زندگی مدرن و وبینش مدرن برای انسان بوجودآورده است و برای توجه و آگاهی نسبت به آن باید گوهر مدرنیته مورد وارسی مجدد قرار گیرد.به طور کلی پستمدرنیسم بیشتر از جنبه نقد مدرنیسم از آغاز پیدایش این جهان بینی تا کنون مطرح است.لذا پستمدرنیسم ضد جنبش فکری رنسانس ضد عصر روشنگری و خردگرایی متعاقب آن ضد انقلاب کبیر فرانسه و ضد ایدئولوژی لیبرالیست کمونیست و هرگونه ایدئولوژی و فراروایت است.

اگرچه مدرنیسم طرحی مدون و معین و غایات مشخص برای جهان بعد از سنت ارائه کرد ولی پست مدرنیسم فاقد این اصول تعیین شده و مرزبندی های دقیق و روشن است.همچنین باید بیان کرد که همه فلاسفه این نحله فکری در مورد مبانی نظری این نهضت هم رای و هم نظر نیستند ولی بعضی خطوط فکری مشترک در مورد آنها قابل مشاهده است.

نظریات پست مدرنیسم و نقد آن از مدرنیسم در موارد ذیل قابل بررسی است:

1.عقلانیت                       2.ایدئولوژی                     3.کثرت گرایی                         4.تاریخ

5.رسانه ها                       6.زبان                              7.تکنولوژی

5-1 عقلانیت

رنه دکارت از پایه گذاران فلسفه مدرن با این گفته خود که من فکر میکنم پس هستم تاکید بیش از پیش ذهنیت مدرن بر عقل و عقل گرایی را ابراز کرد.در عصر روشنگری نیز بر عقل خرد و استدلال منطقی تاکید مجدد شد.ولی یکی از وجوه شاخص و عمده نقد پستمدرنیسم از مدرنیسم عقلانیت و خرد عدداندیش مدرن است.استینار کوال از چهره های برجسته در زمینه پست مدرن و روان شناسی می نویسد:

((عصر مدرن با مفهوم ساده و محدودی از عقلانیت سروکار داشت که در آن عقلانیت فنی ابزار-اهداف وجه غالب را داراست.

در عصر مدرن بر طرح برنامه ریزی محاسبات پیش بینی کنترل و نظارت دقیق تاکید میگردد...مسئولیت زیادی بر دوش عقل و علم بار شده بود...تمامی مشکلات انسان ها می بایست در درازمدت به کمک ابزار علم و تکنولوژی مرتفع می شد)).(6)

((هدف عصر روشنگری این بود که شرایطی فراهم آورد تا تمامی افراد مختلف و پراکنده جهان پدیده ها و امور را به شیوه ای واحد بینند و درک کنند یعنی شیوه عقلانی.

متفکران و اندیشمندان عصر روشنگری این نکته را اصلی مسلم و بدیهی می دانستند که برای هر پرسشی تنها یک پاسخ صحیح ممکن وجود دارد و از این اصل نتیجه میگرفتند که تنها در صورتی می توان جهان را به گونه ای صحیح و درست آن را ترسیم و بازنمایی سازیم)).(7)

این نوع نگرش به امور و محور قرار دادن عقل تک ساحتی در اواخر قرن نوزده توسط فیلسوف طغیانگر آلمانی فردریک نیچه زیر سوال برده شد.از نظر وی ((تمدن غربی نوعی پدر سالاری عقل باوری دارد که باعث شده همه چیز در چارچوب خردباوری افراطی بشر را اسیر خودش کند.نیچه مشکل بزرگ بشریت را مدرنیته می داند)).(8) او به احساس بیش از عقل باورداشت و لذا علم مدرن و روش تحقیق دکارتی را زیر سوال برد.به عقیده نیچه ((هر گونه روش تحقیق علمی لزوما با دروغ و تقلب همراه است...عقل خلاقیت زندگی را از بین می برد)).(9)

ماکس وبر(1920-1864)جامعه شناس آلمانی ((گزنده ترین نقد خود را برای عقلانیت مدرن نگه داشت که در دیوان سالاری متجلی می شد)).(10)

وبر در این باره چنین ابراز میکند:((سازمان دیوان سالارانه همراه با ماشین دولتی دست اندرکار ساختن اسارتگاه های آینده است که در آن انسانها چه بسا چون دهقانان دولت مصر باشند فرمانبردار و ناتوان))(11).وباز وبر درباره عقلانیت بر این نظر است که((عقلانیت نه به رویای فیلسوف درباره آزادی بل به اسارت دیوان سالارانه در قفس آهنین می انجامد)).(12)

لیوتار نیز در این مورد گفته(( هیچ تضمینی وجود ندارد که عقل پیامدهای آزادی بخش بیافریند)).(13)

پست مدرنیسم ها معتقدندکه ((چنان که تاریخ قرن بیستم با قدرت گواهی می دهد این باور که ترقی تکنولوژی لزوما باعث پیشرفت تمدن انسانی می شود دروغین است)). (14)

علم مدرن که حاصل عقلانیت و یکی از پایه های اصلی مدرنیسم می باشد حوزه دیگری است که مورد پرسش و نقد پست مدرنیسم قرار گرفته است.

((دیگر هیچ شالوده ی روش شناسانه مطمئن وجود ندارد قطعیت های علمی از پای بست ویرانند.در واقع دانش به معنای مورد نظر مدرن ها منحل است ساده تر بگوییم شرح جهان دیگر ممکن نیست))(15)

زیگموند فروید(1939-1856)روان شناس و اندیشمند اتریشی نیز عقل مداری را زیر سوال برد.فروید ضمیر ناخودآگاه و ساحت آن را مطرح کرد.

((مکتب روانکاوی فروید خرد چالش ناپذیر روشنگری را زیر سوال می برد و نشان می دهد که خرد آدمی جزیره کوچکی است در اقیانوس پهناور نیروهای تاریک و ناخودآگاه بشری که نام آن غرایض است)).(16)

فروید ضمیر آگاه و عقل انسان را در سیطره ضمیر ناخودآگاه که همان غرایض است می داند.به عبارت دیگر غرایض آن چیزی است که انگیزه های انسان را هدایت می کند و عقل تنها وسیله ای است برای رسیدن به انگیزه ها.چنانچه توماس هابز فیلسوف قرن 17 انگلستان گفته((انسان اسیر سوادها و رویاهای درونی خویش است)).

هنرمندان سورئالیست(17) همانند آندره برتون و سالوادور دالی سعی کردند در ساحت ناخودآگاه به کاوش در مورد انگیزه های انسان بپردازند.آنها در کارهای خود سعی در نمایش ضمیر ناخودآگاه و نشان دادن وجهی مهم از تمایلات درونی انسان نمودند.

دراینجا باید بیان داشت که عقل ابزاری و عقل محاسبه گر که مورد تاکید فلاسفه مدرن بوده از نظر پست مدرن مورد چالش قرار گرفته است.از نظر پست مدرن ها این عقل ابزار کامل و بدون نقصی نیست و نمیتوان با اتکا بر آن انتظار کشف حقیقت و آزادی و آسودگی و رستگاری داشت.این عقل دارای نواقص و ایرادات عدیده ای است وبسیاری از مشکلات امروز بشر به لحاظ نادیده گرفتن این نواقص است.ولی باید توجه داشت که پست مدرن ها ابزار دیگری به عنوان جایگزین عقل معرفی نمیکنند.آنها عقل مدرن را نقد کرده اند بدون آنکه جایگزین ثابت و مطمئن به جای آن عنوان نمایند.البته از نظر آنها جایگزین مطمئنی وجود ندارد و فقط باید متوجه لغزش ها و ایرادات بود.

5-2.ایدئولوژی

در تعریف ایدئولوژی باید گفت((ایدئولوژی بسته بندی کردن ایده ای برای اهداف مشخص سیاسی است.ایدئولوژی نوعی مکتب است که هدفش بسیج مردم برای اهداف سیاسی و آرمانهای خاص تحت لوای ایده های معین است.ایدئولوژی توجیه اجتماعی باورها و اعتقاداتی است که فرد یا طبقه ای خاص برای حفظ بقای خودش تدوین میکند.ایدئولوژی نظامی ارزش گراست و هر ایدئولوژی مقابل خودش را نفی میکند.ایدئولوژی در تضاد است و تقابل را مطرح میکند.از نظر نیچه ایدئولوژی فلسفه مومیایی شده شده ای است که پویایی خودش را از دست داده است)).(18)

پست مدرنیسم با ایدئولوژی و هرگونه فراروایت مخالف است.اگر ((مدرنیسم عصر ایدئولوژی آفرین است))(19) پست مدرنیسم عصر پایان ایدئولوژی و پایان فراروایت هاست.دو ایدئولوژی مهم عصر مدرن یعنی لیبرالیسم و کمونیسم و سایر ایدئولوژی های این دوره همچون فاشیسم نازیسم ناسیونالیسم سوسیالیسم وانترناسیونالیسم همه از نظر فلاسفه پست مدرن مورد انتقاد است.

آنها به وجود آمدن جنگ ها ی مختلف کوره آدم سوزی و بالاخص دو جنگ جهانی اول و دوم را به لحاظ وجود همین روایت ها کلان و تقابل بین این فراروایت ها می دانند.

فرانسوالیوتار مینویسد:((من با ساده کردن بیش از حد پست مدرن را به منزله بی اعتقادی و عدم ایمان به فراروایت ها توصیف میکنم.))(20)

لذا پست مدرنیسم معتقد به تکثر و قرائت های مختلف و جامعه کثرت گرا است و هیچ ابرروایت و یا ابرنظریه را مطلق و حلال تمامی مشکلات نمیپندارند.از نظر آنها روایت های کلان باید جای خود را به روایت خرد بدهد.

میشل فوکو(21) مورخ و فیلسوف پستمدرن فرانسوی در رد ایدئولوژی و راه حل های کلی و جهانی معتقد است:((مشکلات محلی محتاج راه حل های محلی است)).(22)در عصر پست مدرن ((فراروایت ها ساقط شده اند))(23)

معماری مدرن با اعتقاد راسخ به علم و تکنولوژی و جهانی بودن علم و تکنولوژی پایه گذار سبک بین المللی بود.

ولی معماری پستمدرن به بافت زمینه و خصوصیات محلی توجه دارد و میتوان گفت که سبک محلی آن چیزی است که معماری پست مدرن عرضه می دارد.از نظر معماران این سبک معماری یک مقوله فرهنگی است و نه تکنیکی و از آنجایی که فرهنگ ها در مناطق مختلف متفاوت است معماری نیز در هر منطقه متفاوت از سایر مناطق است.

5-3.کثرت گرایی

((مدرنیسم همیشه به دنبال وحدت است چه در اندیشه و چه در هنر ولی پست مدرنیسم کثرتگرا است.از نظر پست مدرن امروز همه چیز مجاز است)).(24)

جوامع امروزی در غرب عمدتا جوامع کثرتگرا هستند و در اکثر شهرهای بزرگ نژادها و فرهنگ ها و اقوام مختلف در کنار یکدیگر زندگی می کنند.بهترین نمونه آن ایالت کالیفرنیا و بالاخص شهر لس آنجلس در این ایالت است.درلس آنجلس شهرک چینی ها وتهران جلس و محله سیاهان و محله ارامنه و محله ژاپنی ها و کره ای ها در کنار محلات سفیدپوست اروپایی تبار قرار دارند.ساکنان و مهاجران این شهر هر روز با گوناگونی های مختلف فرهنگی و نژادی و زبانی و مذهبی و اعتقادی و هنری مواجه هستند.این موضوع شامل معماری این شهر نیز می شود.

در جوامع سنتی اکثر مردم در بستر فرهنگی واحد و مستقلی به سر می برند.افراد هر جامعه می توانستند فارغ و بی اعتنا به جوامع بیگانه زندگی کنند.ولی در حال حاضر((عصری شروع شده که در آن همه ما داریم به دنیای واقعیت های متنوع و متکثر عادت میکنیم...

...همه ما در حال خارج شدن از حصارهای امنیتی قبایل و سنت ها و ادیان و جهانبینی های خود و واردشدن به تمدنی جهانی هستیم که به گونه ای کاملا فراگیر و ذخیره کننده کثرت گرا و پلورالیستی است)).(25)به عبارتی همانگونه که چارلز جنکز بیان نموده عصر پست مدرن عصر انتخاب های بی شمار و فزاینده است.

((یکی از اساسی ترین مضامین مبحث پسامدرن حول واقعیت یا فقدان واقعیت یا چندگانگی واقعیت میچرخد.هیچ انگاری مفهومی نیچه یی است که با این معنای سیال و بی ثبات از واقعیت رابطه تنگاتنگی دارد...نیچه تاکید میکند که نظام های به اصطلاح عقلانی در واقع نظام های قانع سازی هستند.بدین سان نیچه نقاب از چهره ی ادعاهای کشف حقیقت بر میدارد و نشان می دهد که این ادعاها همان چیزهایی هستند که او آن را خواست قدرت مینامد.آنان که چنین ادعاهایی دارند خود را بالاتر از کسانی قرار می دهند که این ادعاها برای آنان طرح شده است و بدین سان بر آنان مسلط می شوند)).(26)

از اصول محوری دو نظریه فلسفی دیکانستراکشن و فولدینگ-که از زیر مجموعه های بینش پست مدرن محسوب می شوند-همین موضوع کثرتگرایی چندگانگی واقعیت و قرائت های مختلف است.معماران این دو سبک در طرح ها و ساختمان های خود ایده چند معنایی و کثرت گرایی را به صورت کالبدی نشان می دهند.

5-4.تاریخ

دیدگاه مدرنیسم و پست مدرنیسم نسبت به تاریخ نیز دو دیدگاه کاملا متفاوت و متضاد است.مدرنیست ها تاریخ را به صورت خطی و معلول ها را به دلیل وجود علت ها می دانند و برای هر علتی در تاریخ به دنبال معلول آن هستند.چنانچه داریوش آشوری می نویسد((توضیح علی مسائل از جمله مسائل تاریخی تنها در بستر ذهنیت مدرن ممکن است)).(27)

کارل مارکس فیلسوف قرن نوزده آلمان و بنیانگذار سوسیالیسم علمی و یکی از منادیان مدرنیته روند تحولات در تاریخ را به صورت مبارزه طبقاتی بین طبقات فرودست و فرادست عنوان میکند.از نظر وی این مبارزه همواره در طی تاریخ و جوامع مختلف وجود داشته است.در جامعه برده داری بین برده و مالک در جامعه فئودالی بین دهقان و صاحب زمین و در جامعه سرمایه داری بین پرولتاریا(کارگر صنعتی)و بورژوازی(سرمایه داری)این کشمکش و جدل برای کسب منافع طبقاتی برقرار بوده است.

وی بااستفاده از نظریه هگل در مورد نهاد(تز)و بر نهاد (آنتی تز)معتقد است که طبقه سرمایه دار (نهاد)مجبور است که(بر نهاد) خود یعنی طبقه پرولتاریا را در نظام اقتصادی و تولیدی سرمایه داری پرورش دهد.از تقابل اجتناب ناپذیر این دو بورژوازی و پرولتاریا-جامعه سوسیالیستی که سنتز این تقابل است پدید خواهد آمد.نهایتا جامعه سوسیالیستی در روند تکاملی خود به جامعه بی طبقه کمونیستی منتهی خواهد شد.

ولی در مقابل این نظریه میشل فوکو در کتاب باستان شناسی دانش(1969)چنین می نویسد:

((بر خلاف نظر مورخین گذشته که با جست و جوی گرایش ها و فرآیند ها و ساختار های بنیادی و پایدار تاریخ می خواستند وجود نوعی تداوم و پیوستگی را در تاریخ نشان دهند تاریخ دستخوش گرایش ها و جریانات متداخل و متقاطعی است که نمی توان آنها را تابع یک طرح خطی یا قانون واحد دانست...

...در تاریخ هیچ اصل و مفهوم مرکزی وجود ندارد که بر تمام پدیده ها وحدت و کلیت بخشد)).(28)

از نظر پست مدرن((تاریخ مجموعه ای از گسست ها است)).(29)

5-5.رسانه ها

به عقیده متفکران پست مدرن یکی از مشخصات بارز جوامع پیشرفته سیطره رسانه ها مانند مطبوعات رادیو تلویزیون و اینترنت بر وجوه مختلف زندگی است.امروزه در جوامع غربی وقایع و هنجارها از طریق رسانه ها به اطلاع مردم می رسد و زندگی آنها را شکل می دهد.ژان بو دریار فیلسوف پست مدرن و معاصر فرانسوی معتقد است که((رسانه ها در جهت دادن ذهن توده ها نقش اساسی دارند)).(30)((قدرت رسانه ها ی گروهی و فرهنگ عامه بر تمام دیگر اشکال روابط اجتماعی حاکم بوده و آنها را شکل می دهد.عقیده این است که نشانه های فرهنگی عامه و تصاویر و ایماژهای رسانه ای به گونه ای فزاینده بر دریافت ما از واقعیت و نحوه توصیف و تعریف ما از خودمان و از دنیای پیرامونمان سیطره می یابند...جامعه از نظر رسانه ها اشباع شده...اکنون واقعیت را تنها می توان از روی بازتابها و انعکاس سطحی این آیینه(رسانه ها)توصیف کرد.جامعه به گونه ای فزاینده در دل رسانه های گروهی محو و مستحیل شده است...تنها رسانه ها می توانند احساس و برداشت ما از واقعیت را شکل دهند...این آیینه اکنون تنها واقعیتی است که در اختیار داریم)).(31)

اهمیت رسانه ها در این جوامع به صورتی است که ((98% منازل در بریتانیای امروز دارای دستگاه تلویزیون هستند در حالی که تقریبا دو سوم آنها دارای دستگاه ویدئویی هستند.(گاردین 20 دسامبر 1991) و به طور متوسط در سال 1992 هر عضو جامعه بیش از 26 ساعت در هفته به تماشای تلویزیون پرداخته اند)).(32)

نقش رسانه ها در حهان پست مدرن به گونه ای است که مرز بین واقعیت و غیر واقعیت مخدوش شده و همه چیز به صورت واقعیت مجازی درآمده است.از قدم زدن در کاخ های باستانی در کامپیوتر تا رفتن به کرات دیگر و ملاحظه زندگی جوامع در ان کرات بر روی پرده نقره ای سینما تا انجام عمل جراحی از راه دور به کمک اینترنت همه و همه تصاویر مجازی است که مرز بین آنها و واقعیت مبهم و نامشخص است.

عصر رسانه ها حد ومرزهای فرهنگی را برداشته است.در هر زمانی هر فردی در هرنقطه ای از این جهان می تواند از طریق کانال های متعدد تلویزیون و اینترنت با فرهنگ ها و روایت ها ی بسیار متنوع و متضاد روبه رو شود عصر رسانه ها جهان متکثر پست مدرن را بسیار کوچک کرده و به صورت یک دهکده جهانی درآورده  است.

((این ایده که واقعیت در حال تلاشی و تبدیل شدن به تصاویر است ایده مشترک گفتمان پسامدرن است.در جهان فرا واقعیت بودریار زندگی در حال محو شدن در تلویزیون است)).(33)به عقیده بودریار((تلویزیون جهان است))(34) و وی تاکید میکند((ما اکنون فقط با وانموده ها سرو کار داریم)).(35)پست مدرن ها معتقدند که آگاهی افراد از جهان کنونی و دسترسی به آن عمدتا از طریق رسانه ها و بالاخص تلویزیون است.این رسانه ها نه تنها منعکس کننده واقعیات هستند بلکه شکل دهنده آنها نیز می باشند و بسیاری از هنجارها از طریق تلویزیون به جامعه منتقل می شود.

((تکنولوژی جدید اطلاعات و ارتباطات اگرچه به خودی خود نه جامعه پسا صنعتی و نه جامعه پسامدرن را به ارمغان می آوردند-چه رسد به امید به حل بحران های معاصر-لیکن در دگرونی های معاصر جهان عمیقا دخیل اند)).(36)

این رسانه ها هستند که می توانند تعیین کننده چه اخبار و وقایعی حائز اهمیت جهانی است و چه مسائلی حاشیه ای و جانبی می باشد.واقعه سه شنبه 11 سپتامبر در آمریکا و منهدم شدن دو برج مرکز تجارت جهانی و ساختمان پنتاگون از طریق رسانه ها تا مدت ها به صورت خبر اول به سراسر جهان ارسال می شد.میزان رونق بازار بورس معاملات جهانگردی امید به آینده و میزان بیکاری و بسیاری مسایل دیگر در نقاط مختلف جهان متکی به این خبر اول بود.

جامعه مصرفی یکی دیگر از خصوصیات و ویژگی های مهم عصر پستمدرن است.بدون وجود زسانه ها مصرف گرایی و میل به مصرف فزون تر ناممکن خواهد بود.((همه چیز کالا می شود و این فرآیند با تبلیغات تلویزیونی پیوسته تقویت میگردد...ما در فرهنگ های مصرفی زندگی میکنیم...تلویزیون و فرهنگ مصرفی به یکدیگر تعلق دارند هر چند اشتباه است که برای اولی جایگاه صرفا علی قایل شویم.آنها از جنگ جهانی دوم به بعد در همزیستی با یکدیگر رشد کرده اند.همانگونه که بودریار میگوید پسامدرن آنگاه از مدرن جدا میشود که تولید تقاضا-برای مصرف-محور قرار می گیرد .تمام کار تلویزیون تولید نیاز و خواسته هابسیج امیال و تخیلات وسیاست جولان خیال است)).(37)

بدون مصرف چرخ های نظام و جهان پست مدرن از حرکت باز می ایستد.پس از وقایع 11 سپتامبر در آمریکا مجددا این رسانه ها بودند که مردم را در آمریکا و اروپا در جهت کنار گذاشتن غمگساری و مصرف هر چه بیشتر تشویق نمودند.

5-6.زبان

از نظر فلاسفه و متفکران پست مدرن زبان نقش اساسی و تعیین کننده در طرز تفکر و نوع اندیشه انسان دارد.مارتین هایدگر(1976-1889)فیلسوف آلمانی که جزو فلاسفه پست مدرن محسوب می شود معتقد است:

((انسان در زبان زندگی میکند و همچون زبان است...هستی ما زبان گونه است ما فقط در زبان زندگی میکنیم...حضور ما در این جهان به زبان وابسته است.برای ما در هر لحظه اموری چون زبان دلالت و معنا مطرح می شود.انسان و معنا در مکالمه زنده اند.انسان مکالمه است...انسان تا زمانی که حرف میزند انسان است...زبان نزدیک ترین همسایه انسان است)).(38)

لیوتار معتقد است((هیچ رویداد ی خارج و مستقل از زبان وجود ندارد)).(39) لیوتار با تکیه بر زبان میگوید که ما همه با بازی زبانی محلی خودمان به سروکار داریم بازیهایی که بسته به اینکه کجا هستیم-اداره یا کلیسا یا ورزشگاه یا میخانه-با یکدیگر فرق میکنند.آنچه میدانیم فقط در محلی که به سر می بریم اعتبار دارد)).(40)

لودویگ ویتگنشتاین(41) یکی دیگر از فیلسوفان صاحب نام پست مدرن در مورد زبان معتقد است((هر نوع استفاده از واژه ها قواعد خاص خود را دارد و از این نظر استفاده از زبان ها با بازی زبانی قابل مقایسه است که هر بازی برای خود قواعد خاصی دارد)).(42)

لیوتار در کتاب خود به نام وضعیت پست مدرن گزارشی در مورد دانش منظور ویتگنشتاین از بازی زبانی را این طور بیان میکند((هریک از رده های مختلف پاره گفته را میتوان بر حسب قواعد مشخص کننده خواص آنها و موارد استفاده ای که از آنها میتوان به عمل آورد تعریف نمود-دقیقا به همان شیوه ای که بازی شطرنج به کمک مجموعه ای از قواعد تعیین کننده خواص هر یک از مهره ها تعریف می شود-به عبارت دیگر شیوه مناسب برای حرکت دادن مهره های شطرنج))(43)

لذا باید بیان داشت که هر یک از بازی های زبانی دارای فواعد و اصول معینی است که در شرایط مکانی و اجتماعی خاص مورد استفاده قرار میگیرد.در مورد رابطه زبان با واقعیت و نقش آن در شکل دهی هنجار های جامعه و افراد آن استینار کوال مینویسد:

((زبان وشناخت از واقعیت کپی برداری نمی کند بلکه زبان واقعیت را می سازد.هر زبان به شیوه ای خاص خود جنبه های ویژه ای از واقعیت را می سازد.در تفکر پست مدرن کانون توجه معطوف ساختار اجتماعی و زبان شناختی واقعیت است.معطوف تفسیر بازگویی استدلال درباره معنای جهان هستی است)).(44)

5-7.تکنولوژی

همانگونه که در قسمت های قبل عنوان شد تاکید بر علم و تکنولوژی همواره از شاخصه های اصلی مدرنیسم بوده است.معماری مدرن نیز به تبع آن همواره تاکید بر اهمیت تکنولوژی در عصر حاضر داشته است.شعارهای معماران مدرن از همان آغاز شکل گیری این سبک معماری تاکیدی بر این مدعاست چنانچه لویی سالیوان شعار فرم تابع عملکرد و آدولف لوس شعار تزئینات جنایت است و کوربوزیه شعار خانه ماشینی است برای زندگی را مطرح کردند.ئلی همانگونه که در فصول قبل عنوان شد احتمالا این گفته میس ونده رو از همه موارد دیگر گویاتر و فراگیر تر است((اگر ما موفق شویم که صنعت را جلو ببریم تمام مسائل اقتصادی و اجتماعی و تکنولوژیک و هنری حل خواهد شد)).

اگرچه پست مدرنیسم اهمیت تکنولوژی را نفی نمی کند و عصر تکنولوژی پیشرفته از خصیصه های بارز عصر پست مدرن محسوب می شود ولی نگرش پست مدرن ها به تکنولوژی بسیار متفاوت از آن چیزی است که مدنیسم باور دارد.

مارتین هایدگردر سال 1954 مقاله ای به نام(پرسش از تکنولوژی)(45)چاپ کرد.در این مقاله وی بیان کرد که در بینش غرب از زمان ارسطو تکنولوژی(ریشه آن در زبان یونانی تخنهTechne به معنی هنر و صناعت است)به صورت ابزار و آلت و خنثی تلقی می شده است.((از نظر هایدگر تعریف ابزاری از تکنولوژی هر چند درست است اما ناقص است.نگاه ابزاری به تکنولوژی به صورت حجابی بر ماهیت تکنولوژی است)).(46)

بدین لحاظ انسان از ماهیت تکنولوژی غافل خواهد بود.((تا زمانی که تکنولوژی را به عنوان ابزار در نظر گیریم اسیر خواست سلطه بر آن باقی می مانیم و در نتیجه بی خبر از ماهیت تکنولوژی پیش می رانیم)).(47)

از نظر هایدگر تکنولوژی خصوصیت تعرضی دارد.تعرض به طبیعتو تغییر دادن آن.تکنولوژی به طبیعت به صورت منبع مواد خام و انرژی نگاه می کند و خواستار تغییر شکل آن به نظم درآوردن آن و مورد استفاده قرار دادن آن است.لذا در این جا تکنولوژی فاعل و طبیعت مفعول است.تکنولوژی در جهت ضدیت با طبیعت است.

همچنان که تکنولوژی باعث تغییر شکل طبیعت میشود باعث تغییر شکل رفتار و انگیزه در انسان و جامعه نیز می گردد.انسان مدرن انسان تکنولوژیک است.رفتارها و انگیزه ها ی انسان مدرن متفاوت با انسان ماقبل آن است.از آنجایی که ماهیت تکنولوژی تعرضی است لذا انسان مدرن یا انسان تکنولوژیک مسخر تکنولوژی است.

هایدگر ماهیت تکنولوژی را گشتل(Gheshtel)می نامد.گشتل در زبان آلمانی به معنای قاب دور عکس یا قفسه کتاب یا خاکریز در جنگ سد و چارچوب است.از نظر هایدگر گشتل یعنی ماهیت تکنولوژی. ماهیتی که خصوصیت تعرضی نسبت به انسان دارد و انسان در چارچوب آن قرار میگیرد.به عقیده هایدگر((ماهیت تکنولوژی آنقدر هم تابع انسان نیست بلکه موجودی مستقل است.ما هیچ وقت بر گشتل سوار نمی شویم تقدیر آن را نمیتوان دگرگون کرد.دانشمندان فقط دامنه گشتل را گسترش می دهند.پست مدرن هم نمیتواند از گشتل خارج شود.پست مدرن یک دیدگاه نسبت به گشتل است که میگوید نباید عاشق تکنولوژی بود.))(48)

هایدگر مخالف تکنولوژی نیست و برای انسان عصر حاضر امکان گریزی از آن را پیش بینی نمیکند.((تکنولوژی سرنوشت عصر ماست و البته منظور از سرنوشت چیزی نیست مگر ناگذیر بودن مسیری تغییر ناپذیر)).(49) منتها هایدگر بر این باور است که باید ماهیت تکنولوژی را شناخت و نسبت به آن دقیق تر برخورد کرد.وی راه حل را در هنر قبل از مدرن و دنیای شعر و شاعری می بیند دنیایی که در جهت همنوایی با طبیعت بوده است.

 

یادداشت ها

1.Ihab Hassan the Culture of Postmodernism;Theory Culture and Society Vol.2,no.3,1985,pp.119,137.

2.باستان شناسی پسامدرنیته همشهری  شماره 1393 مورخ6/7/1376 ص 6.

3.هاشم آغاجری دیالوگ سنت و مدرنیته. آبان. سال اول شماره 1(نیمه اول مرداد 1380)ص6.

4.رضا داوری اردکانی .سنت مدرنیته.تهران:صراط 1375 ص101.

5.Charles Jencks what is post-Modernism London:Fontana  1996    p.27.

6.استینار کوال    مضامین پست مدرنیته        پست مدرنیته و پست مدرنیسم    ترجمه  و تدوین حسینعلی نوذری...تهران:نقش جهان 1379 ص67.

7.والتر تروت اندرسون اینجا چه خبره...مدرنتیه و پست مدرن. ترجمه و تدوین حسینعلی نوذری تهران:نقش جهان ص 81 .

8 .سخنرانی محمد ضمیران کلاس درس فلسفه 21/8/1377.

9.Wojciech Lesnikowski Rationlism and Romanticism in Architecture McGraw Hill.Inc.1982.p.150

10.دیوید لایون پسامدرنیته ترجمه محسن کریمی تهران آشتیان 1380 ص 60.

11.همان ص 61

12.همان ص 62

13.همان ص 79

14.همان ص 83

15.همان ص 112

16.محمد ضمیران. همان.

17.سورئالیست به فارسی به فراواقعیت و ماورا واقعیت ترجمه شده است.

18.محمد ضمیران.همان.

19.سخنرانی زهرا رهنورد سنت و پسامدرن دانشگاه تهران دانشکده هنرهای زیبا 20/8/1376.

20.فرانسوا لیوتار وضعیت پست مدرن-گزارشی درباره دانش ترجمه حسینعلی نوذری تهران :گام نو 1380  ص 54.

21.Michel Foucault 1926-1984.

22.Local problems require local solutions.

23.دیوید لایون...همان ...ص 37.

24.زهرا رهنورد...همان.

25.والتر تروت  اندرسون...همان...ص 85 و 88

26.دیوید لایون ...همان ...ص 23.

27.داریوش آشوری ما و مدرنیت تهران:صراط 1376 ص 271.

28.باستان شناسی پسامدرنیته همشهری شماره 1393.ص 6.

29.محمد ضمیران.همان.

30.همان

31.دمینیک استریناتی پست مدرنیسم و فرهنگ عامه پست مدرنیته و پست مدرنیسم ترجمه و تدوین حسینعلی نوذری  ص 543 و 544.

32.همان ...ص 570.

33.دیوید لایون...همان ص 87.

34.همان ص 130.

35.همان ص37.

36.همان ص 94.

37.همان ص 101 و 102 و 103.

38.بابک احمدی ساختار شکنی و تاویل متن شالوده شکنی و هرمونوتیک...تهران نشر مرکز 1375 ص 556 چاپ سوم.

39.فرانسوا لیوتار وضعیت پست مدرن ، گزارشی درباره دانش ص 244.

40.دیوید لایون...همان .. .ص 133.

41.لودویگ ویتگنشتاین 1951-1889 (Ludwig Wittgenstein) فیلسوف اتریشی اصطلاح بازی های زبانی (Language Games) را در کتابهای آبی و قهوه ای مطرح نمود.

42.دامیانتی گوپتا فلسفه و تفسیر:رویکرد زبان شناسی ; ایده ها و امور پست مدرنیته و پست مدرنیسم ترجمه و تدوین حسینعلی نوذری ص 663.

43.فرانسوا لیوتار...همان...ص 73.

44.استینار کوال...همان... ص 66.

45.The Question Concerning Tecnology.

46.محمد ضمیران...همان.

47.مارتین هایدگر "پرسش از تکنولوژی" ترجمه شاپور اعتماد فصلنامه ارغنون بهار 1373.ص 27.

48.محمد ضمیران.همان.

49.مارتین هایدگر ...همان...ص20.

 

|+| نوشته شده توسط جواد قبادی در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  |
 
باسلام به تمام دوستان.بعد از مدت ها با دو متن آمده ام.یکی جدید و دیگری ماقبلتر.

متن "۱"

۱)گوشه گوشه ی این پارکها

دست دراز کنی وُ

                     از رودخانه بالا بروی

آسمان دست نیافتنی تر از آن است که

گفته باشی"نه"

۲)نه کسی در امتداد رودخانه بالا رفته

نه این رودخانه بالا می آورد

                                 تا تو دست دراز کرده باشی!

۳)عزیز من گریه نکن!

                          به کسی چه مربوط است

که هرجا رفته باشی آسمان همین آسمان است.

                        دستمالی با زمینه ی سفید

                                    بالکه های سرخ٫سیاه

۴)آسمان پرچمیست با سوراخ سرخ

                                          وقتی از رودخانه پایین رفته باشی.

 

ومتن"۲"

قهوه را ریخته و نریخته

پنجره صبح را ـ باز ـ می ریزد در اتاق

                                              جغدها ـ جفت ـ می پرند

روزنامه را زیر و رو نکرده کرده...

 

قهوه نقاشی ِ زیباییست

وقتی حجم قرار تنهاییت را پر می کند.

 

به اتاق بر می گردیم

تو نیستی وُ

               گاز فرار تنهاییت.

 با تشکر از تمام دوستان٫منتظرتان هستم.منتظر نظراتتان.  

|+| نوشته شده توسط جواد قبادی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386  |
 
با دو کار کوتاه دوباره آمدم.برای تمام دردها دل تنگم و ....

متن اول:

شیشه ها را که پاک کردی

به آسمان بگو             به سرش نزند

 

امانت قرعه را می زندم     به نام هر دیوانه

 

بر عکس حروف خالی متن برهانیم

                                 چپق خواهم کشید.

متن دوم:

چاقو   انعکاس ترس پریده به چشمهات

از کلمه نمیروّ

سکوت را نشنیده بگیر.

به خودت که بیایی

                  هیچ دردی منتظر نیامدنت نبوده.

                  کبریت را بکش وّ

                                   از خودت برو.

با تشکر از تمام دوستان٬منتظر نظراتتان هستم.

|+| نوشته شده توسط جواد قبادی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386  |
 
چند رباعی از محمد رفیعی

-دنبال صدای روروئک،،تا...اینجا-

:این ملک فروش رفته است،هی آقا!

-یک صندلی و چرخ،کمی کوچکتر-

:از همسر خود جدا شده،از رویا[دنیا]

 

 

تاریکترین ساعت عمرم،،،دریا.

چشمان سیاه او نگاه بابا.

*باران که گرفت دخترک جیغ کشید*

هر وقت نگاه میکنم از بالا.....

 

 

(مهریه و صیغه) دختری اول شخص

پرونده ی قتل،مادری اول شخص

: پرداخت مبلغ دیه،بعد از حبس

از زاویه دید پسری اول شخص 

 

 

|+| نوشته شده توسط جواد قبادی در سه شنبه هشتم اسفند 1385  |
 شروعی دوباره
این وب را راه انداختم تا راسخ تر و جدی تر اهداف ناتمام وب قبلی را به پایان برسانم.پیشاپیش از تمام دوستانی که مرا یاری خواهند رساند متشکرم. 
|+| نوشته شده توسط جواد قبادی در شنبه پنجم اسفند 1385  |
 
 
بالا